تجربه های عرفانی مرگ از منظر مطالعات NDE

تجربه های عرفانی مرگ از منظر مطالعات NDE / هادی وکیلی، آزاده اقبالی،قبسات، شمارۀ 46، 1386
پژوهش‌ها در زمینه مرگ و احوال دم مرگ (NDE) به سال‌های نخستین قرن بیستم میلادی باز می‌گردد. در زمینه مراحل تجربه نزدیک مرگ، نه مرحله استخراج شده است که عبارتند از:احساس آرامش، احساس سروصدا، تجربه خروج از جسم، تجربه عبور از تونل تاریک، ملاقات با اشخاص نورانی، مواجهه با موجودی مقدس و درخشان، مرور زندگی، وصول به مرز یا مانع و بازگشت. در آموزه‌های عرفانی و برخی اقوال موجود در کتاب‌های عرفانی نیز برخی عارفان و صوفیان از تجربه‌هایی سخن گفته‌اند و آن‌ها را حاصل جدایی نفس از بدن و یا کم شدن ارتباط این دو می‌دانند. از جمله این دست تجربه‌ها، تجربه خلع و لبس بدن است. در واقع، برابر آموزه‌های عارفان، مشاهده امورغیبی و یا بسیاری از تجربه‌های عارفانه، به جدایی نفس از بدن نیازی ندارد و تنها با تضعیف جنبه‌های جسمانی و تقویت قوای روحانی، انسان می‌تواند برخی امور را که برای عموم انسان‌ها مشاهده پذیر نیست، ببیند. این امر برای عارفان، با طی مسیری خاص و تحمل ریاضت‌ها تعریف می‌شود. در مجموع بین تجربه‌های عرفانی مرگ و تجربه‌های نزدیک مرگ، شباهت‌ها و تفاوت‌های مهمی وجود دارد.

به باور کسانی مانند مودی که از پیشتازان پژوهش های دم مرگ است، چون از نظر آموزه های کلاسیک پزشکی، مرگ حالتی است که شخص از آن باز نمی گردد و تمامی تجربه کنندگان آز آنچه به عنوان مرگ در نظر گرفته می شود بازگشته اند، پس هرگز به لحاظ پزشکی نمرده اند و تنها ظهور علائم مرگ را تجربه کرده اند. وی در این باره به مواردی اشاره می کند که افزون بر توقف ضربان قلب، فعالیت تنفسی و مغزی نیز متوقف شده است، ولی دوباره خود به خود شروع به فعالیت کرده اند. مودی از جمله این افراد، کسانی را مثال می زند که به هیپوترمی (کاهش غیر طبیعی حرارت بدن) دچار می شوند. در این افراد فعالیت امواج مغزی تا زمانی که بدن دوباره گرم شود متوقف است. وی در این باره می گوید: گرچه آنها خیلی به مرگ نزدیک اند اما بر اساس تعریف ذکر شده هنوز نمرده اند. او در ادامه می گوید: دربارۀ فیزیولوژی مرگ چیزهای زیادی وجود دارد که ما نمی دانیم، بنابراین اگر بخواهیم از نظر فنی صحبت کنیم تجربه کنندگان هرگز واقعاً نمرده اند، ولی بسیار بیشتر از ما به مرگ نزدیک بوده اند.

/ 0 نظر / 35 بازدید